تبلیغات
**دلنوشته های من** - ***گاه نوشته (قسمت1)***
زنده باد زندگی
  امروز  اینجارو تو وبلاگم کشف کردم و فکر کردم یه صفحه جانبی باشه برای حرفای

که گاهی از فکرم رد میشن و میخوام کسی اونارو بخونه و بدونه .از امروز یا

 بهتره بگم امشب  اینجارو رسما افتتاح کردم و حرفای مختلفی توش میزنم ،

گاهی غمگین ،گاهی شاد،گاهی هم....

مطالب جدید هم اخر همین مطالب گذاشته میشه یعنی مطالب از قدیم به جدید مرتب

 شدند پس برای خوندن نوشته های جدید به اخر همین صفحه برین. حرفاتون یا 

نظراتتون در مورد این قسمت وبلاگ رو هم تو همون صفحه اصلی تو قسمت نظرات 

پست ها بذارین و ذکر کنین که مربوط به قسمت چندم (گاه نوشته)هست .با تشکر 

امروز روز اول اسفند ماه  سال 94 ساعت 1/30شب:

  بد جور دلم گرفت انگار کسی باید  می بود ولی نبود یا شاید....

  نمی دانم چه شد  بود حوصله و دل و دماغ هیچ چیز و هیچ کس را نداشتم دنبال بهانه

 بودم برای گریه کردن ولی حتی  حوصله گشتن پی  بهانه هم  نداشتم

  حس غریبی مثل دلتنگی یا شاید هم تنهایی یا شاید هم یه غروب ساده جمعه بود...

  خداکند امروزم جز روزاهای عمرم نباشد...

امروز  روز دوم اسفند ماه سال 94 ساعت 19/50 :

تقزیبا از اون حال افتضاح خبری نبود و یکم بهتر شدم و انرژی مثبت دارم الان ولی هنوز 

هم زیاد از خودم راضی نبودم انگار یه چیزی در من سرجایش نیست و من نمیدونم اون 

چیه. این حس رو از  ترم اول دانشگاه داشتم ولی الان بیشتر این حس رو احساس 

میکنم با خودم فکر میکنم شاید به خاطر تنهاییه یا شاید هم همش  یه حس پوچ

 و مزخرفه .

الان ساعت 18/55 هست و میخوام برم تا شب  خوب درس بخونم و زبان رو تموم کنم

 چند درس از درسای دانشگاه هم بخونم فکر میکنم فردا روز بهتری برام باشه. امروز  

بیشتر خواب الوده بودم  ولی باز بهتر از حال دیروزم بود.فعلا بای.


امروز روز هفتم اسفند ماه سال 94 ساعت 14/10

امروز روز انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان هست.شور شوق مردمو واقعا با 

چشمم دیدم و انرژی مثبت گرفتم ازشون تو این مدت که دوران تبلیغ و اینا بود جوونا 

بیشتر شور داشتند واقعا به کشورم و مردمم و رهبرم و ایرانی بودم افتخار میکنم  .با 

همه ی مشکلات و  دغدغه ها مردمم پای این خاک و رهبری  محکم وایسادن با غیرت 

 تمام. با هر تیپی با هر مدل موی و لباس  تو این این موردا با غیرت تمام ظاهر میشن این 

نشانه شعور و اگاهی و غیرت  مردم من هست. کم کاری و کاستی مسئولین و نقص 

های حکومتی و .... رو میبینن ولی میدونن  این نقص ها بهتر از  ذلیل شدن توسط بیگانه

 ها  هست .مردم من  مردم فوق العاده ای هستند . من با صدای بلند  هر روز  

میگم:خدایا شکرت که ایرانیم خدایا شکرت  دمت گرممممممم خداااا لایک  به جودت خدا جونم

امروز هشتم اسفند ماه سال94 ساعت 13/40

سلام امروز  شنبه اول هفته هست دارم به این فکر میکنم که امروزم متفاوت باشه و 

کلی حالم خوب بشه یه حسی بهم میگه قراره اتفاق های خوبی  امروز بیفته شاید هم 

تو این هفته بیفته. ولی خدایی اگه اتفاق خاصی نیفته  بد جور ضد حال میشه برام کاش 

امروز سورپرایز بشم از نوع خوبش.منم سعی میکنم امروزم مفید تر بشه کلی کیف کنم. انشالله...

امروز نهم اسفند ماه سال94 

ضد حال خوبی بود دیروز هیچ اتفاقی برام نیفتاد .ولی حالم خوب بود خداروشکر

امروز سیزدهم اسفند ماه سال94 ساعت 11/15

سلام یه روز پنجشنبه پر استرس رو شروع کردم  البته این استرس از دیروز شروع 

شده  بد جور میترسم خدا امروزمو بخیر کنه فقط  هیچی هم ارومم نمیکنه  چون امروز

  امتحان فاینال زبان دارم  و من حتما بذاید پاس بشم چون یه بار  این سطح رو افتادم

 و اصلا دلم نمیخواد دوباره بیفتم مایه ابرو ریزی میشه اگه بیفتم خدایا کمکم کن 

امروز چهارده اسفند ماه سال 94ساعت 11/6

اون اتفاقی که ازش میترسیدم افتاد و الان یه جمعه افسرده و بدون انرژی رو دارم 

تجربه میکنم که هیچ انگیزه ای برای بیدار شدن و آغاز صبح رو ندارم

دیروز فاینال زبان رو دادم و شب نتیجه هارو اعلام کردم و من افتادم. نه میتونم گریه کنم

 نه کسی هست که باهاش درد دلکنم و نه کسی  میتونه دلداریم بده دیروز داداشم 

سه ساعت باهام تلفنی حرف زد کمی اروم شدم ولی باز  وقتی یادم میاد که سه ماه

 باید همین کتابو بخونم و از بقیه عقب افتادم دیونه میشم و اشکم بی اختیار  سرازیر میشه.

از دیروز عین افسرده ها دارم فقط به در و دیوار نگاه میکنم.اونهمه به خدا التماس کردم

 و تلاش کردم و درس خوندم اخرش این شد.

خدایا واقعا ازت انتظار نداشتم با من همچین کاری کنی

امروز یکشنبه 24 اسفند ماه سال94 ساعت1/15شب

الان دو روزی هست که اومدم خونمون  مادربزرگم هم خونه ماست همه چی عالیه 

همونروز اول هدیه عطری که برای مامانم خریده بودم رو بهش دادم خیلی خوش حال 

شد و عطر رو پسندید واقعا خودم هم خوشحال شدم که اینکارو کردم.خداروشکرهنوز

برای ثبت نام دوباره زبان تصمیم نکرفتم ولی به احتمال زیاد باز هم با حمایت 

و تشویق بابام ثبت نام میکنم.این روزا هم دارم برای کنکور زبان میخونم البته زیاد  جدی

 نگرفتمش و زیاد خوب نمیخونم ولی خودم دلم میخواد واقعا قبول بشم .راستش 

زیاد حوصله ندارمگاهی وقتا دلسرد میشم وگاهی وقتا با اراده قوی درس میخونم 

و باز دلسرد میشم و باز....زمستون هم که داره تموم میشه و بوی عید همه جارو 

گرفته ولی  عید امسال ما به همین خانواده چهار نفریمون بدون دید و بازدید و لباس نو

 و اجیل و شیرینی و اینا میگذره و ما داریم برای کنکور اماده میشیم ومن دارم دعا

میکنم که اراده ام قوی بشه و بتونم از این توفیقاجباری سربلند بیرون بیام البته 

درس های دانشگاه هم باید خونده بشه و مقاله رو هم باید اماده کنم. خلاصه این 

تعطیلات دو هفته ایخیلی کار دارم که باید انجام بدم خدا کنه بتونم دست پر از این 

تعطیلات بیرون بیام.آمین..

امروز 2فروردین سال95ساعت 17/30

فقط یه کلمه میگم :بوی گند دروغ همه  جارو گرفته اونقدر زیادشده که حتی از پشت

 این مانیتور و تو این دنیای مجازی هم بوی دروغ به مشام میرسه.دروغ=نامردی

امروز 4فروردین سال95 ساعت 2شب

چهار روز از سال 95 گذشت و من هیچ احساسی ندارم.زندگیم تکراری شده انگیزه و

 ذوق وحوصله ای برای کارام ندارم.میدونم الان میگی به هدف هام و ایندم فکر کنم و

 این حرفا ... 

درسته ولی زندگی بدون اتفاق  جدیدحتی یه اتفاق ساده تازه خیلی کسل کننده هست.

هدف هام و  ارادم وتلاش هام و خیلی چیزای دیگ داره تو نظرم کمرنگ تر میشه و تلاش 

من برای درست کردن این وضعیت انگار بی نتیجه هست به نظرم وقتشه یه معجزه

 اتفاق بیفته...

خدایا .... الان وقتشه معجزه بشه

امروز 14فروردین سال 95 ساعت 19/20

14 روز گذشت  و همچنان میگذره...

پارسال همین موقع  و  سرسفره هفت سین به این فکر بودم که ایا سال بعد هم هستم 

و هفت و سینو میبینم  یانه؟!ولی با لطف خدا جونم هم بودم و هم دیدم خدارو شکر. 

خدایاشرمندم به خاطر اینکه تو یک سال گذشته همونی نشدم که تو میخوای و شرمنده

 به خاطرعهدایی که بستم باهات ولی وسوسه  نذاشت پیشت رو سفد باشم خدا جونم

 شرمنده ببخشید. خدایا دمت گرم به خاطر اینکه هنوز هم با همه بد بودم هوامو داری و 

کنارمی دمت گرم واقعا... خدایا کمک کن امسال همونی بشم که تومیخوای چون واقعا 

دوست دارم و نمیخوامازم ناامید باشی خدایا عشق یعنی تو ... دوست دارم خدا
 




درباره وبلاگ
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان....
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایی را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد،انطوری که دلت میگوید
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری...
نظر سنجی
نظراتون در مورد وبلاگ من چیه؟(علاوه بر انتخاب گزینه اگه ایرادی داره لطفا تو نظرات بهم بگین.تشکر)






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

فال حافظ

فال حافظ

CLOCK FREE TOOLS

TOOLS BLOG

قالب وبلاگ










دانلود آهنگ