تبلیغات
**دلنوشته های من** - آنشرلی
زنده باد زندگی

آنه!

تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت

وقتی روشنی چشم هایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود

با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت

از تنهایی معصومانه ی دست هایت


آیا میدانی در هجوم دردها و غم هایت

و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت

حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟

آنه!

اکنون آمده ام تا دستهایت را 

به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری

و  در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی

و اینک انه!

شکفتن و سبز شدن  در انتظار توست...

در انتظار تو....


یادش بخیر دوران کودکی خودم




برچسب ها: انشرلی، دوران کودکی، یادش بخیر، خورشید طلایی دوستی، انتظار، لحظه،
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 خرداد 1395 توسط لیدا ***
درباره وبلاگ
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان....
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایی را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد،انطوری که دلت میگوید
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری...
نظر سنجی
نظراتون در مورد وبلاگ من چیه؟(علاوه بر انتخاب گزینه اگه ایرادی داره لطفا تو نظرات بهم بگین.تشکر)






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
!---begin GOFTINO cod

CLOCK FREE TOOLS

TOOLS BLOG

فال حافظ

فال حافظ

قالب وبلاگ










دانلود آهنگ