تبلیغات
**دلنوشته های من** - به کجا میتوان رفت؟؟
زنده باد زندگی


گاهی ادای رفتن در می آری

فقط خودت میدانی که چمدانت خالیست و پایت نای رفتن 

و دلت قصد  کندن ندارد.

بلکه دستی از استین درآید 

و دستی بازوی دلت را بگیرد

چشمی اشک آلود زل بزند توی چشمانت و 

بگوید بمان!

و تو چقدر به شنیدنش محتاجی...

گاهی ادای رفتنی ها را درمی اوری

بلکه به خودت ثابت کنی

کسی خواهان ماندنت هست هنوز

و وای از وقتی که نباشد کسی....

با چمدان خالی و پای بی اراده و دل جامانده

کجا میشود رفت؟کجا...؟



برچسب ها: رفتن، ماندن، بمان، عشق، اشک، چشم، دل،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مهر 1395 توسط لیدا ***
درباره وبلاگ
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان....
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایی را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد،انطوری که دلت میگوید
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری...
نظر سنجی
نظراتون در مورد وبلاگ من چیه؟(علاوه بر انتخاب گزینه اگه ایرادی داره لطفا تو نظرات بهم بگین.تشکر)






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
!---begin GOFTINO cod

CLOCK FREE TOOLS

TOOLS BLOG

فال حافظ

فال حافظ

قالب وبلاگ










دانلود آهنگ