زنده باد زندگی



با پدرم رفتم سیریک، توی صف خرید بلیط ؛یه زن و شوهر  با چهارتا 

بچه جلوی ما بودند ، وقتی به باجه رسیدند و متصدیِ باجه ،قیمت 

بلیط هارو بهشون اعلام کرد ،ناگهان رنگ صورت مرد ،تغییر کرد 

و نگاهی به همسرش انداخت ، معلوم بود پول کافی ندارند 

و نمیدانست چکار کند ....

ناگهان پدرم دست در جیبش کرد و یک اسکناس صد دلاری بیرون

 اورد و روی زمین انداخت ، سپس خم شد و پول را از زمین برداشت 

و به شانه ی مردزد وگفت :ببخشیداقا این پول از جیب شما افتاد ...

مرد که متوجه که متوجه موضوع شده بود ،بهت زده به پدرم نگاه 

کرد و گفت:متشکرم اقا .

مرد شریفی بود ولی برای اینکه پیش بچه هایش شرمنده نشود،

کمک پدرم را پذیرفت ...

بعد از اینکه بچه ها  به همراه پدر و مادرشان داخل سیرک شدند،

ما اهسته از صف خارج شدیم و بدون دیدن سیرک به طرف خانه

 برگشتیم و من در دلم به داشتن چنین پدری افتخار کردم!

"آن زیباترین سیریکی بود که تو عمرم نرفته بودم"

ثروتمند زندگی کنیم ، بجای اینکه ثروتمند  بمیریم ...!!!

انسانیت نهایت دین داریست 



برچسب ها: انسانیت، کمک به همنوع، سیرک، پدر، پول، ثروتمند، عید،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1395 توسط لیدا ***
درباره وبلاگ
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان....
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایی را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد،انطوری که دلت میگوید
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری...
نظر سنجی
نظراتون در مورد وبلاگ من چیه؟(علاوه بر انتخاب گزینه اگه ایرادی داره لطفا تو نظرات بهم بگین.تشکر)






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

فال حافظ

فال حافظ

CLOCK FREE TOOLS

TOOLS BLOG

قالب وبلاگ










دانلود آهنگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic