زنده باد زندگی
این پست رو بدون عکس میذارم تا خودتون چشماتونو ببندین و برین به

 زمان بچگیتون و  تصاویرشو مرور کنید و لذت ببرید 

دوران مدرسه ی ما کتاب جلد کردن یک تخصص ویژه در حد دکترا 

محسوبمیشد...

اصلا این مقوله در شبهای منتهی به اول مهر برای خودش یک رخداد عظیم 

فرهنگی اجتماعی بود و اداب و مناسک خاص خودش را داشت...

 حرفه ای ترهاحتی دفتر چهل برگ را هم به تمیزی کتاب جلد میکردند...

آه خدای من !!

 میدانم شما نسل جدیدی ها باور نمیکنید!! وقتی کناردست مادرمان

مینشستیم و چسب شیشه ای براش میکندیم ، آن لحظاتی که کتاب را نود

 درجه نگه میداشتیم خیلی حساس و نفس گیر بود ... همش استرس

 داشتیم که پرز فرش لای جلد کتاب و چسب نماند ... امان از ان لحظه ای

 که کتار جلد کردن تمام میشد و کتاب مثل آدمی که چوب توی استینش 

کردندجلدهاش عینهو بال پرنده باز میماند ... 

عجب دورانی داشتیم ....

نمیدانم بگویم یادش بخیر یا نه ... اما هر چه بود تمام شد و خاطره ها ثبت

 شدند در دفتر زندگی ...

دفتر زندگیتون پر از خاطرات قشنگ...





برچسب ها: مهر، مدرسه، بچگی، دلتنگی، نوستالژی،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 شهریور 1398 توسط لیدا ***
درباره وبلاگ
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان....
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایی را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد،انطوری که دلت میگوید
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری...
نظر سنجی
نظراتون در مورد وبلاگ من چیه؟(علاوه بر انتخاب گزینه اگه ایرادی داره لطفا تو نظرات بهم بگین.تشکر)






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

فال حافظ

فال حافظ

CLOCK FREE TOOLS

TOOLS BLOG

قالب وبلاگ










دانلود آهنگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic