تبلیغات
**دلنوشته های من** - اولین روز بارانی
زنده باد زندگی

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم،چتر نداشتیم

خندیدیم

دویدیم

و به شالاپ شلوپ های گل الود ،عشق ورزیدیم


دومین روز بارانی را چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی

چتر اورده بودی ومن غافلگیر شدم

سعی میکردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس شد...


و سومین روز بارانی را چطور؟

گفتی سرت درد میکند و حوصله نداری سرما بخوری

چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی

و شانه سمت راست من کاملا خیس شد...


چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری با یک چتر اضافی امده بودی و برای اینکه پین های 

چتر تو چش و چالمان نرود مجبور بودیم دوقدم از هم دور تر راه برویم

فردا دیگر برای  قدم زدن نمیایم تنها برو...

(بدون مخاطب)



برچسب ها: اولین روز بارانی، چتر، خیابان، دیگر نمیایم،
نوشته شده در تاریخ شنبه 8 اسفند 1394 توسط لیدا ***
درباره وبلاگ
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان....
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایی را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد،انطوری که دلت میگوید
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری...
نظر سنجی
نظراتون در مورد وبلاگ من چیه؟(علاوه بر انتخاب گزینه اگه ایرادی داره لطفا تو نظرات بهم بگین.تشکر)






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

CLOCK FREE TOOLS

TOOLS BLOG

فال حافظ

فال حافظ

قالب وبلاگ










دانلود آهنگ