تبلیغات
**دلنوشته های من** - مطالب اردیبهشت 1398
زنده باد زندگی

 آخرین وعده ی دیدار من و باران بود 

 این هوای دونفره ، بی تو چه بی عنوان بود 


 ذهن من زمزمه ی یاد تورا خط میزد 

 یادت اما چه نهان ... گوشه ی دل پنهان بود


 کافه این بار دمادم به دلم میتازید

 آخرین کافه ی تاریک و شب و فنجان بود


 موی من رنگ شبش را به دلم میپاشید

مثل یک جنگ زده ... شهر دلم ویران بود


 مرگ در پشت همین خانه کمین کرد و نشست

 بغض.. از تک تک این خاطره آویزان بود


 گفته بودی که یقین کن ... یه خدا ... میمانم

 اخرین مهلت افسونگری ایمان بود


 همه ی فاصله ها در دل من روییدند 

 و فروریخت مرا ، فاصله نه !طوفان بود.

(نمیدونم شاعرش کیه)

بعد از مدت ها سلام ...




برچسب ها: خاطره، شعر، باران، وعده ی دیدار، بی وفایی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 اردیبهشت 1398 توسط لیدا ***
درباره وبلاگ
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان....
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایی را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد،انطوری که دلت میگوید
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری...
نظر سنجی
نظراتون در مورد وبلاگ من چیه؟(علاوه بر انتخاب گزینه اگه ایرادی داره لطفا تو نظرات بهم بگین.تشکر)






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

فال حافظ

فال حافظ

CLOCK FREE TOOLS

TOOLS BLOG

قالب وبلاگ










دانلود آهنگ