**دلنوشته های من** زندگی را ورق بزن... هر فصلش را خوب بخوان.... با بهار برقص... با تابستان بچرخ... در پاییزش عاشقانه قدم بزن... با زمستانش بنشین و چایی را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش... زندگی را باید زندگی کرد،انطوری که دلت میگوید مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری... tag:http://asemanman94.mihanblog.com 2020-04-01T00:47:08+01:00 mihanblog.com عشق اگر عشق باشد... 2019-10-28T16:41:03+01:00 2019-10-28T16:41:03+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/256 لیدا *** - من همه رو از خودم رنجوندم ،توروهم رنجوندم ،دیگ نمیتونم ادامه بدم اگه با من باشی تورو هم تو هم توی مشکلات غرق میشی...+ شناکردن رو یاد میگیرم ...(عشق یعنی همراه بودن در هر شرایطی نه فقط همراه بودن در خوشیا..)

- من همه رو از خودم رنجوندم ،توروهم رنجوندم ،دیگ نمیتونم ادامه

 بدم اگه با من باشی تورو هم تو هم توی مشکلات غرق میشی...

+ شناکردن رو یاد میگیرم ...

(عشق یعنی همراه بودن در هر شرایطی نه فقط همراه بودن در خوشیا..)


]]>
دلتنگی ... 2019-09-01T14:15:05+01:00 2019-09-01T14:15:05+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/255 لیدا *** این پست رو بدون عکس میذارم تا خودتون چشماتونو ببندین و برین به زمان بچگیتون و  تصاویرشو مرور کنید و لذت ببرید دوران مدرسه ی ما کتاب جلد کردن یک تخصص ویژه در حد دکترا محسوبمیشد...اصلا این مقوله در شبهای منتهی به اول مهر برای خودش یک رخداد عظیم فرهنگی اجتماعی بود و اداب و مناسک خاص خودش را داشت... حرفه ای ترهاحتی دفتر چهل برگ را هم به تمیزی کتاب جلد میکردند...آه خدای من !! میدانم شما نسل جدیدی ها باور نمیکنید!! وقتی کناردست مادرمانمینشستیم و چسب شیشه ای برا این پست رو بدون عکس میذارم تا خودتون چشماتونو ببندین و برین به

 زمان بچگیتون و  تصاویرشو مرور کنید و لذت ببرید 

دوران مدرسه ی ما کتاب جلد کردن یک تخصص ویژه در حد دکترا 

محسوبمیشد...

اصلا این مقوله در شبهای منتهی به اول مهر برای خودش یک رخداد عظیم 

فرهنگی اجتماعی بود و اداب و مناسک خاص خودش را داشت...

 حرفه ای ترهاحتی دفتر چهل برگ را هم به تمیزی کتاب جلد میکردند...

آه خدای من !!

 میدانم شما نسل جدیدی ها باور نمیکنید!! وقتی کناردست مادرمان

مینشستیم و چسب شیشه ای براش میکندیم ، آن لحظاتی که کتاب را نود

 درجه نگه میداشتیم خیلی حساس و نفس گیر بود ... همش استرس

 داشتیم که پرز فرش لای جلد کتاب و چسب نماند ... امان از ان لحظه ای

 که کتار جلد کردن تمام میشد و کتاب مثل آدمی که چوب توی استینش 

کردندجلدهاش عینهو بال پرنده باز میماند ... 

عجب دورانی داشتیم ....

نمیدانم بگویم یادش بخیر یا نه ... اما هر چه بود تمام شد و خاطره ها ثبت

 شدند در دفتر زندگی ...

دفتر زندگیتون پر از خاطرات قشنگ...


]]>
فاصله ها روییدند... 2019-04-27T08:41:29+01:00 2019-04-27T08:41:29+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/253 لیدا ***  آخرین وعده ی دیدار من و باران بود  این هوای دونفره ، بی تو چه بی عنوان بود  ذهن من زمزمه ی یاد تورا خط میزد  یادت اما چه نهان ... گوشه ی دل پنهان بود کافه این بار دمادم به دلم میتازید آخرین کافه ی تاریک و شب و فنجان بود موی من رنگ شبش را به دلم میپاشیدمثل یک جنگ زده ... شهر دلم ویران بود مرگ در پشت همین خانه کمین کرد و نشست بغض.. از تک تک این خاطره آویزان بود گفته بودی که یقین کن ... یه خدا ... میمانم اخرین مهلت افسونگری ای

 آخرین وعده ی دیدار من و باران بود 

 این هوای دونفره ، بی تو چه بی عنوان بود 


 ذهن من زمزمه ی یاد تورا خط میزد 

 یادت اما چه نهان ... گوشه ی دل پنهان بود


 کافه این بار دمادم به دلم میتازید

 آخرین کافه ی تاریک و شب و فنجان بود


 موی من رنگ شبش را به دلم میپاشید

مثل یک جنگ زده ... شهر دلم ویران بود


 مرگ در پشت همین خانه کمین کرد و نشست

 بغض.. از تک تک این خاطره آویزان بود


 گفته بودی که یقین کن ... یه خدا ... میمانم

 اخرین مهلت افسونگری ایمان بود


 همه ی فاصله ها در دل من روییدند 

 و فروریخت مرا ، فاصله نه !طوفان بود.

(نمیدونم شاعرش کیه)

بعد از مدت ها سلام ...

]]>
سخن حکیمانه 2018-12-28T07:55:34+01:00 2018-12-28T07:55:34+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/252 لیدا *** روزی پادشاهی فرمان داد تاهرکس جمله ی حکیمانه ای بگوید به اوچهارصدسکه ی طلا بدهند...روزی درحالیکه ازکنار مزرعه ای میگذشت پیرمرد نود ساله ای را دیدکه مشغول کاشتن نهال زیتون است ...شاه جلو رفت و از پیرمردپرسید ، نهال زیتون بیست سال طول میکشد تا به بار بنشیند و ثمر دهد تو با این سن و سال با چه امیدی نهال زیتون می کاری؟!!پیرمردلبخندزدوگفت:دیگران کاشتند و ماخوردیم،ما میکاریم تادیگران بخورند ...سلطان از جواب پیرمردخوشش امد وگفت:واقعاجواب حکیمانه ای بود ودستو


روزی پادشاهی فرمان داد تاهرکس جمله ی

 حکیمانه ای بگوید به اوچهارصدسکه ی طلا بدهند...

روزی درحالیکه ازکنار مزرعه ای میگذشت پیرمرد

 نود ساله ای را دیدکه مشغول کاشتن نهال زیتون است ...

شاه جلو رفت و از پیرمردپرسید ، نهال زیتون بیست

 سال طول میکشد تا به بار بنشیند و ثمر دهد تو با این

 سن و سال با چه امیدی نهال زیتون می کاری؟!!

پیرمردلبخندزدوگفت:دیگران کاشتند و ماخوردیم،

ما میکاریم تادیگران بخورند ...

سلطان از جواب پیرمردخوشش امد وگفت:واقعاجواب

 حکیمانه ای بود ودستور دادچهارصدسکه طلا به او بدهند.

پیرمرد خندید

سلطان گفت: چرا میخندی؟؟!!

پیرمردگفت:زیتون بعداز بیست سال ثمر میدهداما

 زیتون من الان ثمرداد..!!

سلطان باز از جواب پیرمرد خوشش امد و چهارصد

 سکه ی دیگر به او داد 

پیرمرد باز خندید

سلطان پرسید:اینبار برای چه میخندی؟؟!!

پیرمردگفت:زیتون سالی یکبار ثمرمیدهداما زیتون 

من امروزدوبار ثمرداد!!

سلطان باز دستون دادچهارصد سکه ی دیگربه او 

بدهند و به سرعت از آنجادورشد.

از سلطان پرسیدند:چرا با عجله میروید؟؟!!

سلطان گفت : نود سال زندگی با انگیزه و هدفمند ،

 از او مردی ساخته که تمام سخنانش سنجیده و 

حکیمانه است پس لایق پاداش است.اگر میماندم

 خزانه ام را خالی میکرد .....


این حکایت میتونه یه تلنگر مفید و اساسی برای هممون برای 

جدی گرفتن زندگی و عمری که داریم سپری میکنیم و

 حواسمون به کارایی که میکنیم، به نگاهمون به اطرافمون،به

 اتفاق های خوب وبدی که داره برامون میوفته باشه چون همه

 انچه این روز ها داریم تجربه میکنیم قراره از ما یه ادم مسن  

فهمیده و پخته بسازه یا شایدم یه ادم پیری بشیم که فقط

 سنش بالاس .... 
(عکس ربطی به موضوع نداره همینطوری خوشم اومد گذاشتمش)

(التماس تفکر در زندگی)
]]>
***یلداتون مبارک*** 2018-12-20T14:43:09+01:00 2018-12-20T14:43:09+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/250 لیدا *** یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی انقدر گوتاه است که یک دقیقه بیشتر باهم بودن را باید جشن گرفت هندوانه تون شیرین / انارتون ابدار و سرخ / اسمان شب یلداتون پرستاره / زمستونتون سرد و برفی / فال حافظتون نیک / دلتون گرم / تنتون سلامت / لبختون خندون بادتنها چند دقیقه ناقابل میتواند از یک شب عادی ، شب یلدا بسازد ؛ولی باهم بودن است که آن را نیک نام کرده و در تاریخ ماندگار شده است .. قدر همدیگر را بدانیم 



یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی انقدر گوتاه است که یک دقیقه بیشتر 

باهم بودن را باید جشن گرفت 



هندوانه تون شیرین / انارتون ابدار و سرخ / اسمان شب یلداتون پرستاره / 

زمستونتون سرد و برفی / فال حافظتون نیک / دلتون گرم / تنتون سلامت / 

لبختون خندون باد



تنها چند دقیقه ناقابل میتواند از یک شب عادی ، شب یلدا بسازد ؛

ولی باهم بودن است که آن را نیک نام کرده و در تاریخ ماندگار شده است .. 

قدر همدیگر را بدانیم 
]]>
گذر زمان نزدیک است 2018-12-17T08:24:45+01:00 2018-12-17T08:24:45+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/249 لیدا *** این متن رو که در زیر براتون نوشتم رو یجایی خوندم ولی وقتی خوندمش یه حس سردرگمی بهم دست داد ... راستش نمیدونم به این متن معتقدم یا نه ؟!! آیا واقعا احتمالش هست که یه روزی برای این روز هایم دلم تنگ بشه یا نه ؟!! آیا ممکنه زیبایی هایی در این روزها و این لحظات باشه و من نبینم و متوجهش نباشم و یه روزی دلتنگ بشم و افسوس بخورم؟؟!!! نمیدونم ... البته اینحرفام به این معنی نیست که روزگارم داره بد میگذره یا اصلا زیبایی وجود نداره بلکه منظورم اینکه ایا علاوه بر انچه که انجا این متن رو که در زیر براتون نوشتم رو یجایی خوندم ولی وقتی خوندمش

 یه حس سردرگمی بهم دست داد ... راستش نمیدونم به این متن معتقدم 

یا نه ؟!! آیا واقعا احتمالش هست که یه روزی برای این روز هایم دلم تنگ 

بشه یا نه ؟!! آیا ممکنه زیبایی هایی در این روزها و این لحظات باشه و من

 نبینم و متوجهش نباشم و یه روزی دلتنگ بشم و افسوس بخورم؟؟!!! 

نمیدونم ... البته اینحرفام به این معنی نیست که روزگارم داره بد میگذره یا 

اصلا زیبایی وجود نداره بلکه منظورم اینکه ایا علاوه بر انچه که انجام میدهم

 کار دیگه ای میشه انجام داد یا نه؟!! علاوه بر این زیبایی و زشتی که میبینم 

و روزگار میگذرانم ، چیز دیگری هم هست که باید ببینم و درک کنم؟؟!!!

 گاهی وقتا کلافه میشم از این همه سردرگمی و گذر سریع زمان .....





به خودت بیشتر نگاه کن 

بیشتر چهره ات را در آیینه تحسین کن ...

گاهی خودت را نیمه ی گمشده ی خودت بدان....

شاید یکروز دلت برای امروزت تنگ شد 

گذر زمان از انچه در ایینه میبینی نزدیک تر است ...!!!

( وبلاگم از امروز به بعد فعالتر خواهد بود ... لطفا با کامنت ها و حضورتون 

همراهی ام کنید ... ممنون)

]]>
انتخاب فرد مناسب 2018-10-26T15:45:56+01:00 2018-10-26T15:45:56+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/248 لیدا *** روزی فیل با سرعت از جنگل میگریخت!سبب را پرسیدند گفت: شیر دستور داده تا گردن همه ی زرافه ها را بزنند!گفتند : تو را چه به زرافه ! تو که فیل هستی پس چرا نگرانی ؟!گفت : بله میدانم فیل هستم ؛ اما جناب شیر ، الاغ را به پیگیری این دستور ماموریت داده !!وقتی ماموریت مهم را بر دوش افراد بیسواد و نادان میگذارند ، نتیجه فاجعه بار خواهد بود !!


روزی فیل با سرعت از جنگل میگریخت!

سبب را پرسیدند گفت: شیر دستور داده تا گردن همه ی زرافه ها را بزنند!

گفتند : تو را چه به زرافه ! تو که فیل هستی پس چرا نگرانی ؟!

گفت : بله میدانم فیل هستم ؛ اما جناب شیر ، الاغ را به پیگیری این دستور 

ماموریت داده !!


وقتی ماموریت مهم را بر دوش افراد بیسواد و نادان میگذارند ، نتیجه

 فاجعه بار خواهد بود !!
]]>
به کجا پر بزنم؟ 2018-09-28T11:59:18+01:00 2018-09-28T11:59:18+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/246 لیدا *** (شعر عکس نوشته از شهریار) به کجا پر بزنم تا که دل من وا بشود ؟! یا کمی چشم ترم غرق تماشا بشود  بی تو انگار که شب را به تنم دوخته اند  باش! تا در دل من مطلع فردا بشود مثل اشعار پر نغض "رهی" میمانی که بعید است دگر مثل تو پیدا بشود وه چه امید محالیست که باشم چون تو چه کسی دیده که یک برکه چو دریا بشود؟! این دل آینه ی خرد تو را کم دارد  تاکه از برق دو چشمان تو زیبا بشود خسته ام ! زین همه کابوس که در من جاریست کاش باشی که جها (شعر عکس نوشته از شهریار)



 به کجا پر بزنم تا که دل من وا بشود ؟!

 یا کمی چشم ترم غرق تماشا بشود 


 بی تو انگار که شب را به تنم دوخته اند 

 باش! تا در دل من مطلع فردا بشود


 مثل اشعار پر نغض "رهی" میمانی

 که بعید است دگر مثل تو پیدا بشود


 وه چه امید محالیست که باشم چون تو

 چه کسی دیده که یک برکه چو دریا بشود؟!


 این دل آینه ی خرد تو را کم دارد 

 تاکه از برق دو چشمان تو زیبا بشود


 خسته ام ! زین همه کابوس که در من جاریست 

کاش باشی که جهانم همه رویا بشود ...

این شعرو نمیدونم از کی هست هرکسی اطلاع داره بهم کامنت بده لطفا

پاییزتون رنگارنگ
]]>
تاسوعاوعاشورای حسینی تسلیت 2018-09-19T04:02:21+01:00 2018-09-19T04:02:21+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/245 لیدا *** مثل عباس کسی هست دلاور باشد؟!با همه ی تشنگی اش یاد برادر باشد مثل عباس کسی هست که سقا باشد؟!جگر سوخته اش حسرت دریا باشدهیچ کس مثل ابالفضل وفادارنبودلایق تشنگی و اسم علمدار نبودهرکسی خواست که فردا به شفاعت برسد یا ابالفضل بگوید به سلامت برسد. ...الان که این پستو میزارم بارون گرفته... انگار اسمون به حسرت روز تاسوعا کربلا داره گریه میکنه ولیافسوس که دیر شده.... کاش اون موقع کربلا هم بارون میگرفت .... امروز بارون اصلا حال خوبی بهم نمیده 


مثل عباس کسی هست دلاور باشد؟!

با همه ی تشنگی اش یاد برادر باشد
 
مثل عباس کسی هست که سقا باشد؟!

جگر سوخته اش حسرت دریا باشد

هیچ کس مثل ابالفضل وفادارنبود

لایق تشنگی و اسم علمدار نبود

هرکسی خواست که فردا به شفاعت برسد
 
یا ابالفضل بگوید به سلامت برسد. ...



الان که این پستو میزارم بارون گرفته... انگار اسمون

 به حسرت روز تاسوعا کربلا داره گریه میکنه ولی

افسوس که دیر شده.... کاش اون موقع کربلا هم 

بارون میگرفت .... امروز بارون اصلا حال خوبی بهم 

نمیده 



]]>
گرگ یا اهو؟!! 2018-09-02T04:19:16+01:00 2018-09-02T04:19:16+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/242 لیدا *** هر حیوانی که از دور دیدی و ندانستی سگ و گرگ است یا آهو ، ببین رو به سمت  مرغزار و سبزینه  است  یا لاشه و استخوان؟؟!!آدمی راچون نشناسی،ببین به کدام سمت میرود..!!(مجالس سبعه ،مولانا) این علفها مینهم از بهر چیستتا پدید آید که حیوان جنس کیستگرگ از آهو چو زاید کودکیهست در گرگیش و آهویی شکی تو گیاه و استخوان پیشش بریزتا کدامین سو کند او گام تیزگر به سوی استخوان آید سگستور گیاه خواهد یقین آهو رگستقهر و لطف جفت شد با همدگرزاد ازین هر دو جهانی خی

هر حیوانی که از دور دیدی و ندانستی سگ و 

گرگ است یا آهو ، ببین رو به سمت  مرغزار و

 سبزینه  است  یا لاشه و استخوان؟؟!!

آدمی راچون نشناسی،ببین به کدام سمت میرود..!!

(مجالس سبعه ،مولانا)


 این علفها مینهم از بهر چیست

تا پدید آید که حیوان جنس کیست


گرگ از آهو چو زاید کودکی

هست در گرگیش و آهویی شکی 


تو گیاه و استخوان پیشش بریز

تا کدامین سو کند او گام تیز


گر به سوی استخوان آید سگست

ور گیاه خواهد یقین آهو رگست


قهر و لطف جفت شد با همدگر

زاد ازین هر دو جهانی خیرو شر


تو گیاه و استخوان را عرضه کن

قوت نفس و قوت جان را عرضه کن


گر غذای نفس را جوید ابترست 

ور غذای روح خواهد سرورست


گر کند خدمت تن ، هست خر

ور رود در بحر جان یابد گهر


گرچه این دو مختلف خیر و شرند

لیک این هردو به یک کار اندرند


انبیا طاعات عرضه میکنند 

دشمنان شهوات عرضه میکنند ......

               (مولانا ، مثنوی معنوی، دفتر دوم)
]]>
از دل تا عمل 2018-08-11T11:46:42+01:00 2018-08-11T11:46:42+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/240 لیدا *** بعضی ها میگن :دلت که پاک باشه ، کافیه ...حالا نماز هم نخوندی نخون عیب نداره ....روزه هم نگرفتی نگیر عیب نداره .....به نامحرم نگاه کردی اشکال نداره ...و غیره ....فقط سعی کن دلت پاک باشه ...!!!جواب قرآن :آنکس که تو راخلق کرده است ،اگر فقط دل پاک برایش کافی بود فقط میگفت " آمنوا ..."در حالیکه گفته : " آمنوا و عملوا الصالحات "یعنی هم دلت پاک باشه هم کارت درست باشه  اگر تخمه کدو رو بشکنی و مغزش را بکاری سبز نمیشود  و اگر فقط پوسته اش را بکاری باز هم سبز ن



بعضی ها میگن :

دلت که پاک باشه ، کافیه ...

حالا نماز هم نخوندی نخون عیب نداره ....

روزه هم نگرفتی نگیر عیب نداره .....

به نامحرم نگاه کردی اشکال نداره ...

و غیره ....

فقط سعی کن دلت پاک باشه ...!!!


جواب قرآن :

آنکس که تو راخلق کرده است ،اگر فقط دل 

پاک برایش کافی بود 

فقط میگفت " آمنوا ..."

در حالیکه گفته : " آمنوا و عملوا الصالحات "

یعنی هم دلت پاک باشه 

هم کارت درست باشه 


 اگر تخمه کدو رو بشکنی و مغزش را بکاری سبز نمیشود 

 و اگر فقط پوسته اش را بکاری باز هم سبز نمیشود 

 مغز و پوست باید باهم باشند ....

(التماس تفکر) 
]]>
کجایی ؟؟!! 2018-07-22T11:59:01+01:00 2018-07-22T11:59:01+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/239 لیدا ***  ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟بیگانه شدی ، دست مریزاد ، کجایی؟ در دام توأم ، نیست مرا راه گریزی   من عاشق این دام و تو صیاد ، کجایی؟ محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت   آوار غمت بر سرم افتاد ، کجایی ؟ آسودگی ام ، زندگی ام ،دار و ندارم  در راه تو دادم همه بر باد ، کجایی؟ اینجا چه کنم ؟ از که بگیرم خبرت را؟ از دست تو و ناز تو فریاد ، کجایی؟ دانم که مرا بی خبری میکشد اخر  دیوانه شدم خانه ات آباد ، کجایی؟(پر



 ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟

بیگانه شدی ، دست مریزاد ، کجایی؟


 در دام توأم ، نیست مرا راه گریزی 

  من عاشق این دام و تو صیاد ، کجایی؟


 محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت 

  آوار غمت بر سرم افتاد ، کجایی ؟


 آسودگی ام ، زندگی ام ،دار و ندارم 

 در راه تو دادم همه بر باد ، کجایی؟


 اینجا چه کنم ؟ از که بگیرم خبرت را؟

 از دست تو و ناز تو فریاد ، کجایی؟


 دانم که مرا بی خبری میکشد اخر 

 دیوانه شدم خانه ات آباد ، کجایی؟

(پریناز جهانگیر)
]]>
***روز دختر مبارک *** 2018-07-15T04:14:15+01:00 2018-07-15T04:14:15+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/238 لیدا *** ما دختر شدیم تا طره طره شب را به دستان قدرتمند معشوق بکشانیم ...دختر شدیم تاچین چین دامن مان امن ترین جای دنیاباشدبرای سری که پر از دردسر است ....دختر شدیم تا سمبل زیبایی و احساس سمبل رقص و طراوت ، و پر از شور و اشتیاق برای عاشق بودن باشیم ..صورتی ترین احساسات دنیا از آن ماست اصلا بهار آغاز نمیشود مگر آن روزی که دختری جلوی آینه لب هایش را همرنگ توت فرنگی کند ...یا در زیر درختانی که به عشق آذین بسته شده اند شکوفه های گیلاس را لای موهای



ما دختر شدیم تا طره طره شب را به دستان قدرتمند 

معشوق 
بکشانیم ...

دختر شدیم تاچین چین دامن مان امن ترین جای 

دنیاباشدبرای سری که پر از دردسر است ....

دختر شدیم تا سمبل زیبایی و احساس 

سمبل رقص و طراوت ، 

و پر از شور و اشتیاق برای عاشق بودن باشیم ..

صورتی ترین احساسات دنیا از آن ماست 

اصلا بهار آغاز نمیشود 

مگر آن روزی که دختری جلوی آینه لب هایش را همرنگ 

توت فرنگی کند ...

یا در زیر درختانی که به عشق آذین بسته شده اند 

شکوفه های گیلاس را لای موهایش بکارد  ...

      *** روز دختر مبارک***



]]>
تاری بزن با ساز دل 2018-06-25T10:01:25+01:00 2018-06-25T10:01:25+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/237 لیدا ***  تاری بزن با ساز دل ، آتش بزن بر راز دل  وانگه همین پیمانه را ، لبریز کن با ناز دل  چنگی به دلداری زنی ، سازی به غمخواری بزن  دلدار را پیمانه شو ، سریز شو با ساز دل  این روزها داد دلم ، گویی به آسمان رسد  چون ابر میاید ز دور ، باران بخوان آواز دل  بر چهره ی گلگون گل ، رنگی ز مستی نقش کن تا چهچهه بلبل شود ، بر گوش او آغاز دل  آید به گوشم نغمه ای ، از دور دست زندگی  شهر دلم آشوب شد ، سویم بیا سرباز دل&nbs



 تاری بزن با ساز دل ، آتش بزن بر راز دل 

 وانگه همین پیمانه را ، لبریز کن با ناز دل 


 چنگی به دلداری زنی ، سازی به غمخواری بزن 

 دلدار را پیمانه شو ، سریز شو با ساز دل 

 این روزها داد دلم ، گویی به آسمان رسد 

 چون ابر میاید ز دور ، باران بخوان آواز دل 


 بر چهره ی گلگون گل ، رنگی ز مستی نقش کن

 تا چهچهه بلبل شود ، بر گوش او آغاز دل 


 آید به گوشم نغمه ای ، از دور دست زندگی 

 شهر دلم آشوب شد ، سویم بیا سرباز دل


 با عشق راضی میشوی ، دلدار شو اینک مگو

 پیمانه ای دیگر بریز ، تا من شوم شهباز دل


 این لحظه گر راضی شوی ، فردا به رویا میرود 

 دنیای من آغوش توست ، اینگونه شد پرواز دل 

(مولانا)


]]>
**عید فطر مبارک ** 2018-06-13T07:56:15+01:00 2018-06-13T07:56:15+01:00 tag:http://asemanman94.mihanblog.com/post/235 لیدا *** کم کم غروب ماه خدادیده میشود/صدحیف که این بساط برچیده میشود دراین بهاررحمت و غفران ومغفرت/خوشبخت ان کسی ست که بخشیده میشود 





کم کم غروب ماه خدادیده میشود/صدحیف که این بساط برچیده میشود 

دراین بهاررحمت و غفران ومغفرت/خوشبخت ان کسی ست که بخشیده 

میشود 




]]>