زنده باد زندگی



 تاری بزن با ساز دل ، آتش بزن بر راز دل 

 وانگه همین پیمانه را ، لبریز کن با ناز دل 


 چنگی به دلداری زنی ، سازی به غمخواری بزن 

 دلدار را پیمانه شو ، سریز شو با ساز دل 

 این روزها داد دلم ، گویی به آسمان رسد 

 چون ابر میاید ز دور ، باران بخوان آواز دل 


 بر چهره ی گلگون گل ، رنگی ز مستی نقش کن

 تا چهچهه بلبل شود ، بر گوش او آغاز دل 


 آید به گوشم نغمه ای ، از دور دست زندگی 

 شهر دلم آشوب شد ، سویم بیا سرباز دل


 با عشق راضی میشوی ، دلدار شو اینک مگو

 پیمانه ای دیگر بریز ، تا من شوم شهباز دل


 این لحظه گر راضی شوی ، فردا به رویا میرود 

 دنیای من آغوش توست ، اینگونه شد پرواز دل 

(مولانا)





برچسب ها: مولانا، اشعار، تار، ساز، دل، عاشقانه، عشق،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 تیر 1397 توسط لیدا ***

فقط انگار در این شهر دلِ من ، دل نیست

کم به رویام رسیده ست .... خدا عادل نیست؟؟


نا ندارم که برای خود اقرار کنم :

ترکِ تو کردن و اواره شدن مشکل نیست


لوطیان خال بکوبید بر بازوهاتان :

تهِ دریای غم کهنه ی من ، ساحل نیست 


فلسفه ، فلسفه از خاطره ها دور شدی

علتی در پسِ این سلسله ی باطل نیست


اشک میریختم آنروز که بی رحم شدی

تا نشانم بدهی هیچ کسی کامل نیست


تا نشانم بدهی عشق جنونی آنیست

که کسی ارزش ناچیز به آن قائل نیست


آمدی قصه ببافی که موجه بروی

در نزن ، رفته ام از خویش ، کسی منزل نیست.... 

( صنم نافع)



برچسب ها: دل، عشق، قصه، رفتن، بی وفایی، جنون عشق،
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1396 توسط لیدا ***


 از دست عزیزان چه بگویم ؟ گله ای نیست

 گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست

 سرگرم به خود زخم زدن در همه ی عمر

 هر لحظه جز این است ،  مرا مشغله ای نیست

 دیریست که از خانه خرابان جهانم

 بر سقف فروریخته ام چلچله ای نیست

 در حسرت دیدار تو آواره ترینم

  هرچند که تا منزل تو فاصله ای نیست

 بگذشته ام از خویش  .... ولی از تو گذشتن

 مرزیست که مشکل تر از آن مرحله ای نیست

 سرگشته ترین کشتی دریای زمانم

 می کوچم و در رهگذرم اسکله ای نیست

 من سلسه جنبان سر عاشق خویشم

 بر زندگیم سایه ای از سلسله ای نیست

 یخ بسته زمستان زمان در دل بهمن

 رفتند عزیزان و مرا قافله ای نیست...

(بهمن رافعی)



برچسب ها: حسرت، دوست، یار، جهان، فاصله، دریا، دل،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 آبان 1395 توسط لیدا ***


گاهی ادای رفتن در می آری

فقط خودت میدانی که چمدانت خالیست و پایت نای رفتن 

و دلت قصد  کندن ندارد.

بلکه دستی از استین درآید 

و دستی بازوی دلت را بگیرد

چشمی اشک آلود زل بزند توی چشمانت و 

بگوید بمان!

و تو چقدر به شنیدنش محتاجی...

گاهی ادای رفتنی ها را درمی اوری

بلکه به خودت ثابت کنی

کسی خواهان ماندنت هست هنوز

و وای از وقتی که نباشد کسی....

با چمدان خالی و پای بی اراده و دل جامانده

کجا میشود رفت؟کجا...؟



برچسب ها: رفتن، ماندن، بمان، عشق، اشک، چشم، دل،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مهر 1395 توسط لیدا ***


دلتنگی هم ،گاه

اندازه ی یک حبه قند است...

حتی شبیه قند های رنگارنگ،که گولمان میزند...

گاه می افتد توی فنجانِ دلِ ما...

حل میشود ؛

آرام آرام...

بی آنکه اصلا ما بفهمیم ...

و روح مان؛

سرمیکشد آن چای شیرین را...

آن حجم دلتنگی را....



برچسب ها: دلتنگی، حبه قند، روح، دل، فنجان دلفچای شیرین،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 خرداد 1395 توسط لیدا ***


  
فال حافظ میزنم،آید که پیدایت کنم

                              من تو را گم کرده ام،باید که پیدایت کنم

  گفته بودی اهل شعری ،اهل شعر و قافیه

                                در غزل میجویمت ، شاید که پیدایت کنم

  قصد رفتن کرده ای ، تا باز هم گویم بمان

                               بار دیگر میکنم خواهش ،اما اصرار نه ...

  گه مرا پس میزنی  ، گه باز پیشم میکشی

                       آنچه دستت داده ام

                                          نامش دل است

                                                         افسار نه ....

(شهریار)



برچسب ها: شهریار، دل، افسار، انچه دستت داده ام نامش دل است، غزل، قافیه، شهرزاد،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 خرداد 1395 توسط لیدا ***


دلم

 کسی را میخواهد

که از جنس خودم باشد

دلش شیشه ای،گونه هایش بارانی

دستانش همیشه گرم

نگاهش ستاره باران باشد

دلم ،یک دل ساده میخواهد...!



برچسب ها: دل، دل ساده، شیشه ای، گونه بارانی، دستان گرم، نگاه ستاره باران، دل شیشه ای،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 توسط لیدا ***



به چه می ارزد عشق...؟؟؟

به یکی دل که چه آرام شکست،هیچ نگفت

به دوتا چشم که نگاهش همه تر،هیچ نگفت

یا به صد خاطره کز یاد تو ماندست به جا؛

به چه میارزد عشق...؟؟؟

من ندانم ، تو بگو

به چه می ارزد عشق...؟؟؟

(بدون مخاطب خاص)







برچسب ها: عشق، می ارزد، چشم، اشک، دل، ارام، شکست،
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 فروردین 1395 توسط لیدا ***

قرار نیست.... "من"

بنویسم

و

"تو"

بخوانی...!!


حتی قرار نیست...بفهمی که

"من"

بخاطر "تو"

نوشته ام...!!


فقط .... قرار است 

من دلم آرام بگیرد.... 

که نمیگیرد....!!!

(بدون مخاطب خاص)





برچسب ها: دل، ارامش دل، دلتنگی، حرفای ناگفته،
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 اسفند 1394 توسط لیدا ***


میرسد روزی که شرط عاشقی دلدادگی میشود

آن زمان هر دل فقط یک بار عاشق میشود....


                         **********
خدا یکی

یار یکی

دل یکی

دلدار یکی
.



برچسب ها: عاشقی، شرط، دلدادگی، یکبار، یار، دلدار، دل،
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 شهریور 1394 توسط لیدا ***


دل جز ره عشق تو نپوید هرگز...

جان جز سخن عشق تو نگوید هرگز...

صحرای دلم عشق تو شورستان کرد...

تا مهر کسی در ان نروید هرگز...




برچسب ها: دل، ره عشق، سخن، صحرا، شورستان، مهر کسی، نروید،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 شهریور 1394 توسط لیدا ***
درباره وبلاگ
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان....
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایی را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد،انطوری که دلت میگوید
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری...
نظر سنجی
نظراتون در مورد وبلاگ من چیه؟(علاوه بر انتخاب گزینه اگه ایرادی داره لطفا تو نظرات بهم بگین.تشکر)






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

فال حافظ

فال حافظ

CLOCK FREE TOOLS

TOOLS BLOG

قالب وبلاگ










دانلود آهنگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات