زنده باد زندگی

- من همه رو از خودم رنجوندم ،توروهم رنجوندم ،دیگ نمیتونم ادامه

 بدم اگه با من باشی تورو هم تو هم توی مشکلات غرق میشی...

+ شناکردن رو یاد میگیرم ...

(عشق یعنی همراه بودن در هر شرایطی نه فقط همراه بودن در خوشیا..)





برچسب ها: عشق، تلاش برای عشق، غیرت، جانزدن، صداقت،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 آبان 1398 توسط لیدا ***




یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی انقدر گوتاه است که یک دقیقه بیشتر 

باهم بودن را باید جشن گرفت 



هندوانه تون شیرین / انارتون ابدار و سرخ / اسمان شب یلداتون پرستاره / 

زمستونتون سرد و برفی / فال حافظتون نیک / دلتون گرم / تنتون سلامت / 

لبختون خندون باد



تنها چند دقیقه ناقابل میتواند از یک شب عادی ، شب یلدا بسازد ؛

ولی باهم بودن است که آن را نیک نام کرده و در تاریخ ماندگار شده است .. 

قدر همدیگر را بدانیم 



برچسب ها: یلدا، شب یلدا، چله، پاییز، زمسان، عشق، محبت،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 آذر 1397 توسط لیدا ***
این متن رو که در زیر براتون نوشتم رو یجایی خوندم ولی وقتی خوندمش

 یه حس سردرگمی بهم دست داد ... راستش نمیدونم به این متن معتقدم 

یا نه ؟!! آیا واقعا احتمالش هست که یه روزی برای این روز هایم دلم تنگ 

بشه یا نه ؟!! آیا ممکنه زیبایی هایی در این روزها و این لحظات باشه و من

 نبینم و متوجهش نباشم و یه روزی دلتنگ بشم و افسوس بخورم؟؟!!! 

نمیدونم ... البته اینحرفام به این معنی نیست که روزگارم داره بد میگذره یا 

اصلا زیبایی وجود نداره بلکه منظورم اینکه ایا علاوه بر انچه که انجام میدهم

 کار دیگه ای میشه انجام داد یا نه؟!! علاوه بر این زیبایی و زشتی که میبینم 

و روزگار میگذرانم ، چیز دیگری هم هست که باید ببینم و درک کنم؟؟!!!

 گاهی وقتا کلافه میشم از این همه سردرگمی و گذر سریع زمان .....





به خودت بیشتر نگاه کن 

بیشتر چهره ات را در آیینه تحسین کن ...

گاهی خودت را نیمه ی گمشده ی خودت بدان....

شاید یکروز دلت برای امروزت تنگ شد 

گذر زمان از انچه در ایینه میبینی نزدیک تر است ...!!!

( وبلاگم از امروز به بعد فعالتر خواهد بود ... لطفا با کامنت ها و حضورتون 

همراهی ام کنید ... ممنون)




برچسب ها: انگیزه، تلاش، نیمه ی گمشده، گذر زمان، دلتنگی، عشق، شکست،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 آذر 1397 توسط لیدا ***



ما دختر شدیم تا طره طره شب را به دستان قدرتمند 

معشوق 
بکشانیم ...

دختر شدیم تاچین چین دامن مان امن ترین جای 

دنیاباشدبرای سری که پر از دردسر است ....

دختر شدیم تا سمبل زیبایی و احساس 

سمبل رقص و طراوت ، 

و پر از شور و اشتیاق برای عاشق بودن باشیم ..

صورتی ترین احساسات دنیا از آن ماست 

اصلا بهار آغاز نمیشود 

مگر آن روزی که دختری جلوی آینه لب هایش را همرنگ 

توت فرنگی کند ...

یا در زیر درختانی که به عشق آذین بسته شده اند 

شکوفه های گیلاس را لای موهایش بکارد  ...

      *** روز دختر مبارک***






برچسب ها: روز دختر، معشوق، دختر، دامن، رقص، صورتی، عشق،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 تیر 1397 توسط لیدا ***



 تاری بزن با ساز دل ، آتش بزن بر راز دل 

 وانگه همین پیمانه را ، لبریز کن با ناز دل 


 چنگی به دلداری زنی ، سازی به غمخواری بزن 

 دلدار را پیمانه شو ، سریز شو با ساز دل 

 این روزها داد دلم ، گویی به آسمان رسد 

 چون ابر میاید ز دور ، باران بخوان آواز دل 


 بر چهره ی گلگون گل ، رنگی ز مستی نقش کن

 تا چهچهه بلبل شود ، بر گوش او آغاز دل 


 آید به گوشم نغمه ای ، از دور دست زندگی 

 شهر دلم آشوب شد ، سویم بیا سرباز دل


 با عشق راضی میشوی ، دلدار شو اینک مگو

 پیمانه ای دیگر بریز ، تا من شوم شهباز دل


 این لحظه گر راضی شوی ، فردا به رویا میرود 

 دنیای من آغوش توست ، اینگونه شد پرواز دل 

(مولانا)





برچسب ها: مولانا، اشعار، تار، ساز، دل، عاشقانه، عشق،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 تیر 1397 توسط لیدا ***

امروز شاه انجمن دلبران یکیست 

دلبر اگر هزار بُوَد ، دل بر آن یکیست


من بهر آن یکی دل و دین داده ام بر باد 

عیبم مکن ! که حاصل هر دو جهان یکیست....


خلقی زبان به دعوی عشقش نهاده اند 

ای من غلام آنکه دل و زبانش یکیست...

(حافظ) .... ( با اندکی تغییر ) 





برچسب ها: مولانا، حافظ، عشق، صداقت، شعر، دلدار،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 توسط لیدا ***



 در خیالات خودم ، در زیر بارانی که نیست...

 میرسم با تو به خانه ، از خیابانی که نیست...

 مینشینی رو به رویم ، خستگی در میکنی....

 چای میریزم برایت ، توی فنجانی که نیست...

 باز میخندی و میپرسی ؛ که حالت بهتر است؟

 باز میخندم که خیلی ...، گرچه میدانی که نیست ...

 شعر میخوانم برایت،  واژه ها گل میکنند

 یاس و مریم میگذارم توی گلدانی که نیست...

 چشم میدوزم به چشمت ، میشود آیا کمی 

 دست هایم را بگیری ، بین دستانی که نیست ...؟؟

 وقت رفتن میشود با بغض میگویم نرو

 پشت پایت اشک میریزم در ایوانی که نیست

 میروی و خانه لبریز از نبودت میشود 

 باز تنها میشود با یاد مهمانی که نیست ...

  رفته ای و بعدِ تو این کار هر روز من است

 باور اینکه نباشی ، کار آسانی که نیست ....

(بیتا امیری)




برچسب ها: بیتا امیری، باران، خیابان، خیالات، چای، عشق،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 بهمن 1396 توسط لیدا ***



 از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمیشود

 مشکلِ تو وفای من ، مشکلِ من جفای تو 


 کن نظری که تشنه ام ، بهر وصال عشق تو 

 من نکنم نظر به کس ، جز رخ دلربای تو 


 جانِ من و جهانِ من ، روی سپید تو شدست

 عاقبتم چنین شود ، مرگِ من و بقای تو 


 از تو برآید از دلم ، هر نفس و تنفسم

 من نروم زِ کوی تو ، تا که شوم فنای تو 


 دست زِ تو نمیکشم ، تا که وصال من دهی

 هر چه کنی بکن به من ، راضی ام از رضای تو ...

(مولانا)



برچسب ها: حفا، وصال، مرگ، مولانا، وفاداری، عشق،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 خرداد 1396 توسط لیدا ***

فقط انگار در این شهر دلِ من ، دل نیست

کم به رویام رسیده ست .... خدا عادل نیست؟؟


نا ندارم که برای خود اقرار کنم :

ترکِ تو کردن و اواره شدن مشکل نیست


لوطیان خال بکوبید بر بازوهاتان :

تهِ دریای غم کهنه ی من ، ساحل نیست 


فلسفه ، فلسفه از خاطره ها دور شدی

علتی در پسِ این سلسله ی باطل نیست


اشک میریختم آنروز که بی رحم شدی

تا نشانم بدهی هیچ کسی کامل نیست


تا نشانم بدهی عشق جنونی آنیست

که کسی ارزش ناچیز به آن قائل نیست


آمدی قصه ببافی که موجه بروی

در نزن ، رفته ام از خویش ، کسی منزل نیست.... 

( صنم نافع)



برچسب ها: دل، عشق، قصه، رفتن، بی وفایی، جنون عشق،
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1396 توسط لیدا ***


عشقم روزت مبارک ...

انشالله سایت همیشه بالا سر ما باشه 

از ته دلت بهت افتخار میکنم و عاشقتم ....

نه متن انچنانی مینویسم نه شعار میدم ،

فقط حرف دلم رو مینویسم :  

   اولین عشقم ، کوه زندگیم ،قربونت برم من که اینقدر مردی



انشالله همه ی پدرا ی سرزمینم سلامت باشن و سایشون بالا سر 

خانواده ها باشه و خدا همه ی پدران آسمانی رو هم بیامرزه (آمین)



برچسب ها: پدر، روز پدر، اولین عشق دختر، عشق، کوه زندگی، حضرت علی، ولادت،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1396 توسط لیدا ***



 گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود

 گاهی نمیشود ، که نمیشود ،که نمیشود ...


 گاهی بساط عیش خودش جور میشود 

 گاهی دگر تهیه به دستور میشود ...


 گَه جور میشود خود آن بی مقدمه

 گَه با دو صد مقدمه ناجور میشود ....


 گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است 

 گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود ...


 گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست 

 گاهی تمام شهر گدای تو میشود...


 گاهی برای خنده دلم تنگ میشود 

 گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود...


 گاهی تمام این آبی آسمان ما

 یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود ...


 گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود

 از هرچه زندگیست دلت سیر میشود ...


 گویی به خواب بود ، جوانی مان گذشت

 گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود ...

 کاری ندارم کجایی ، چه میکنی 

 بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود...


    (قیصر امین پور)



برچسب ها: قیصر امین پور، عشق، گاهی، دلت تنگی، تقدیر، جوانی، زندگی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 اسفند 1395 توسط لیدا ***


یه قانونی هم هست که میگه:

"یه غریبه واسه اینکه به تو اسیب بزنه اول باید دوستت بشه..."








زندگیتون سرشار از اعتماد و عشق ناب و پاک



برچسب ها: اعتماد، خیانت، عشق، دوست، غریبه، رفیق، زندگی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 بهمن 1395 توسط لیدا ***

عاشقی پیداست از نظر بازی دل

نیست  بیماری چو بیماری دل

علت عاشق ز علت ها جداست

عشق ،اسطرلاب اسرار خداست

عشق آن باشد که حیرانت کند 

بی نیاز از کفر و ایمانت کند....






برچسب ها: عشق، ولینتاین، عاشقی، هوس، ایمان، کفر،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 بهمن 1395 توسط لیدا ***

آتش نشان ها مثل گروه خونی O هستن ....

به دیگران کمک میکنند ...

اما ...

هیچ کس غیر خودشون نمیتونه بهشون کمک کنه ...

(تسلیت)


و 

جهان سوم یعنی وقتی امداد گر داره زیر آوار جون میده 

تو بری روی ماشین آتش نشانی عکس بگیری بدون اینکه

 با دیدن این صحنه ها حتی دستت بلرزه .... 

(بوی تعفن بیفرهنگی بعضیا بیشتر از آلودگی هوا اذیت میکنه)






برچسب ها: اتش نشان، فداکار، اتش، مرگ، ساختمان پلاسکو تهران، بی فرهنگی، عشق،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 دی 1395 توسط لیدا ***


اینکه دلتنگ توام اقرار میخواهد مگر؟

اینکه از من دلخوری انکار میخواهد مگر؟


وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش

دل بریدن وعده ی دیدار میخواهد مگر؟


عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق میشویم

اشتباه ناگهان تکرار میخواهد مگر؟


من چرا رسوا شوم یک شهر مشتاق تواند

لشکر عشاق پرچم دار میخواهد مگر؟


با زبان بی زبانی بارها گفتی برو

من که دارم میروم ؛ اصرار میخواهد مگر؟


روح سرگردن من هر جا بخواهد میرود

خانه دیوانگان دیوار میخواهد مگر؟

(مهدی مظاهری)




برچسب ها: دل بریدن، عشق، دلتنگی، غیرت، دیونه، عاشق، اصرار به ماندن،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 دی 1395 توسط لیدا ***

شازده کوچولو گفت :

شاید باورت نشه!

گل با تعجب پرسید : چیو؟

شازده کوچولو گفت :

اینکه بعضی شبا میشه نخوابید و تا صبح به تو فکر کرد ....

(انتوان -دوسنت -اگزوپری)



برچسب ها: شازده کوچولو، گل، عشق، شب، عاشقی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 آذر 1395 توسط لیدا ***

از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند:

شما چطور شصت سال باهم زندگی کردید؟!

گفتند:

ما متعلق به نسلی هستیم که وقتی چیزی خراب میشود ؛

تعمیرش میکنیم نه تعویض...!!!





برچسب ها: وفاداری، عشق، زندگی، خوشبختی، نسل ما،
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 آذر 1395 توسط لیدا ***
وقت

توی یه جمع بی حوصله نشسته بودم 

و طبق عادت همیشگی مجله ورق میزدم تا به جدول رسیدم 

خواندم سه عمودی

یکی گفت بلند بگو

گفتم : یه کلمه سه حرفیه

از همه چیز برتر است

حاجی گفت: پول

تازه عروس مجلس گفت : عشق

شوهرش گفت : یار 

کودک دبستانی گفت : علم

حاجی پشت سرهم گفت : پول ، اگه نمیشه طلا، سکه

گفتم :حاجی اینا نمیشه

گفت : پس بنویس مال 

گفتم : بازم نمیشه

گفت :جاه 

خسته شدم و با تلخی گفتم : نه نمیشه

مادر بزرگ گفت :مادر جان " عمر" است

سیاوش که تازه از سربازی امده بود گفت : کار

دیگری خندید و گفت : وام

یکی از ان وسط گفت : وقت 

خنده تلخی کردم و گفتم : نه نمیشه

اما فهمیدم ؛ 

تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی حتی یه کلمه سه حرفی 

آن هم درست در نمیاید

هنوز به آن کلمه سه حرفی جدول خودم فکر میکنم

شاید کودک پابرهنه بگوید : کفش

کشاورز بگوید : برف

لال بگوید : حرف 

ناشنوا بگوید : صدا 

نابینا بگوید : نور

و من هنور در فکرم که 

چرا کسی نگفت : "خدا"

(صادق هدایت)



برچسب ها: خدا، عشق، یار، پول، ثروت، عمر، برف،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 آذر 1395 توسط لیدا ***


گاهی ادای رفتن در می آری

فقط خودت میدانی که چمدانت خالیست و پایت نای رفتن 

و دلت قصد  کندن ندارد.

بلکه دستی از استین درآید 

و دستی بازوی دلت را بگیرد

چشمی اشک آلود زل بزند توی چشمانت و 

بگوید بمان!

و تو چقدر به شنیدنش محتاجی...

گاهی ادای رفتنی ها را درمی اوری

بلکه به خودت ثابت کنی

کسی خواهان ماندنت هست هنوز

و وای از وقتی که نباشد کسی....

با چمدان خالی و پای بی اراده و دل جامانده

کجا میشود رفت؟کجا...؟



برچسب ها: رفتن، ماندن، بمان، عشق، اشک، چشم، دل،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مهر 1395 توسط لیدا ***


میگذرد...!

گاهی از غرورش!

گاهی از کسی که دوستش دارد....

گاهی خودش را پنهان میکند  زیر صدای موسیقی هدفونش....

گاهی پشت لبخند های ساختگی!

اما....

یک روز ، بعد از یک اتفاق 

گریه هایش  تا همیشه بند می آید و 

تبدیل میشود به نگاهی سرد...!

زن را میگویم ...!!!



برچسب ها: زن، تحمل، گذشت، عشق، گریه، غرور،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 مهر 1395 توسط لیدا ***
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

درباره وبلاگ
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان....
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایی را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد،انطوری که دلت میگوید
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری...
نظر سنجی
نظراتون در مورد وبلاگ من چیه؟(علاوه بر انتخاب گزینه اگه ایرادی داره لطفا تو نظرات بهم بگین.تشکر)






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

فال حافظ

فال حافظ

CLOCK FREE TOOLS

TOOLS BLOG

قالب وبلاگ










دانلود آهنگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات