زنده باد زندگی

هر حیوانی که از دور دیدی و ندانستی سگ و 

گرگ است یا آهو ، ببین رو به سمت  مرغزار و

 سبزینه  است  یا لاشه و استخوان؟؟!!

آدمی راچون نشناسی،ببین به کدام سمت میرود..!!

(مجالس سبعه ،مولانا)


 این علفها مینهم از بهر چیست

تا پدید آید که حیوان جنس کیست


گرگ از آهو چو زاید کودکی

هست در گرگیش و آهویی شکی 


تو گیاه و استخوان پیشش بریز

تا کدامین سو کند او گام تیز


گر به سوی استخوان آید سگست

ور گیاه خواهد یقین آهو رگست


قهر و لطف جفت شد با همدگر

زاد ازین هر دو جهانی خیرو شر


تو گیاه و استخوان را عرضه کن

قوت نفس و قوت جان را عرضه کن


گر غذای نفس را جوید ابترست 

ور غذای روح خواهد سرورست


گر کند خدمت تن ، هست خر

ور رود در بحر جان یابد گهر


گرچه این دو مختلف خیر و شرند

لیک این هردو به یک کار اندرند


انبیا طاعات عرضه میکنند 

دشمنان شهوات عرضه میکنند ......

               (مولانا ، مثنوی معنوی، دفتر دوم)



برچسب ها: مولانا، شعر، گرگ، آهو، شناخت انسان،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 شهریور 1397 توسط لیدا ***



 تاری بزن با ساز دل ، آتش بزن بر راز دل 

 وانگه همین پیمانه را ، لبریز کن با ناز دل 


 چنگی به دلداری زنی ، سازی به غمخواری بزن 

 دلدار را پیمانه شو ، سریز شو با ساز دل 

 این روزها داد دلم ، گویی به آسمان رسد 

 چون ابر میاید ز دور ، باران بخوان آواز دل 


 بر چهره ی گلگون گل ، رنگی ز مستی نقش کن

 تا چهچهه بلبل شود ، بر گوش او آغاز دل 


 آید به گوشم نغمه ای ، از دور دست زندگی 

 شهر دلم آشوب شد ، سویم بیا سرباز دل


 با عشق راضی میشوی ، دلدار شو اینک مگو

 پیمانه ای دیگر بریز ، تا من شوم شهباز دل


 این لحظه گر راضی شوی ، فردا به رویا میرود 

 دنیای من آغوش توست ، اینگونه شد پرواز دل 

(مولانا)





برچسب ها: مولانا، اشعار، تار، ساز، دل، عاشقانه، عشق،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 تیر 1397 توسط لیدا ***

امروز شاه انجمن دلبران یکیست 

دلبر اگر هزار بُوَد ، دل بر آن یکیست


من بهر آن یکی دل و دین داده ام بر باد 

عیبم مکن ! که حاصل هر دو جهان یکیست....


خلقی زبان به دعوی عشقش نهاده اند 

ای من غلام آنکه دل و زبانش یکیست...

(حافظ) .... ( با اندکی تغییر ) 





برچسب ها: مولانا، حافظ، عشق، صداقت، شعر، دلدار،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 توسط لیدا ***



 از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمیشود

 مشکلِ تو وفای من ، مشکلِ من جفای تو 


 کن نظری که تشنه ام ، بهر وصال عشق تو 

 من نکنم نظر به کس ، جز رخ دلربای تو 


 جانِ من و جهانِ من ، روی سپید تو شدست

 عاقبتم چنین شود ، مرگِ من و بقای تو 


 از تو برآید از دلم ، هر نفس و تنفسم

 من نروم زِ کوی تو ، تا که شوم فنای تو 


 دست زِ تو نمیکشم ، تا که وصال من دهی

 هر چه کنی بکن به من ، راضی ام از رضای تو ...

(مولانا)



برچسب ها: حفا، وصال، مرگ، مولانا، وفاداری، عشق،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 خرداد 1396 توسط لیدا ***
درباره وبلاگ
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان....
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایی را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد،انطوری که دلت میگوید
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری...
نظر سنجی
نظراتون در مورد وبلاگ من چیه؟(علاوه بر انتخاب گزینه اگه ایرادی داره لطفا تو نظرات بهم بگین.تشکر)






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

فال حافظ

فال حافظ

CLOCK FREE TOOLS

TOOLS BLOG

قالب وبلاگ










دانلود آهنگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic