زنده باد زندگی



 در خیالات خودم ، در زیر بارانی که نیست...

 میرسم با تو به خانه ، از خیابانی که نیست...

 مینشینی رو به رویم ، خستگی در میکنی....

 چای میریزم برایت ، توی فنجانی که نیست...

 باز میخندی و میپرسی ؛ که حالت بهتر است؟

 باز میخندم که خیلی ...، گرچه میدانی که نیست ...

 شعر میخوانم برایت،  واژه ها گل میکنند

 یاس و مریم میگذارم توی گلدانی که نیست...

 چشم میدوزم به چشمت ، میشود آیا کمی 

 دست هایم را بگیری ، بین دستانی که نیست ...؟؟

 وقت رفتن میشود با بغض میگویم نرو

 پشت پایت اشک میریزم در ایوانی که نیست

 میروی و خانه لبریز از نبودت میشود 

 باز تنها میشود با یاد مهمانی که نیست ...

  رفته ای و بعدِ تو این کار هر روز من است

 باور اینکه نباشی ، کار آسانی که نیست ....

(بیتا امیری)




برچسب ها: بیتا امیری، باران، خیابان، خیالات، چای، عشق،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 بهمن 1396 توسط لیدا ***


وصیت کرده ام بعد از مرگم همراه من 

دوتا فنجان چای هم دفن کنند!!

شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید...

به هر حال دلخوری ها کم نیست از بندگانش...

همانهایی که بی اجازه امدند...

خودخواهانه قضاوت کردند...

بی مقدمه شکستند ....

و بی خداحافظی رفتند ...!!!



برچسب ها: ناراحتی، خدا، مرگ، چای، حرف با خدا، خداحافظی، دلشکستگی،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 دی 1395 توسط لیدا ***

هیچ وقت اسفند را این مدلی دوست نداشتم!

نه حال و هوای خرید کردنش را دوست داشتم نه هول و  ولا و 

تکاپویی که به جان آدم می اندازد

ما آدم ها توی اسفند بیشتر از هر وقت دیگری خسته ایم اما

 نمیدانیم چرا به جای اینکه نفسی تازه کنیم،سرعتمان را بیشتر و

 بیشتر میکنیم تا هر طور شده مثل قهرمان دوی مارتن،از خط پایان 

این ماه عجیب و غریب  بگذریم!

اسفند را باید نشست...

باید  خستگی در کرد...

باید چای نوشید...

یازده ماه تمام،دردها،رنج ها و حتی خوشی ها را به جان خریدن

 که الکی نیست،هست؟؟؟

چطور میشود با حجم این خاطرات و دلتنگی ها که روی دل آدم 

سنگینی میکند،مغازه ها را گشت یا قیمت فلان مانتو را با مغازه 

فلان مقایسه کرد؟!

اسفند را نباید دوید!

اسفند را باید با کفش های کتانی،قدم زد....



برچسب ها: اسفند، خستگی، چای، کفش کتانی، هیاهو،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 اسفند 1394 توسط لیدا ***


اکنون دلم چای میخواهد قند پهلو!

با یک رفیق ناب 

که چای را به چای ببندیم 

و بگوییم باز هم یخ کرد....





برچسب ها: چای، رفیق، یخ کرد، قند پهلو،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 بهمن 1394 توسط لیدا ***
درباره وبلاگ
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان....
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایی را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد،انطوری که دلت میگوید
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری...
نظر سنجی
نظراتون در مورد وبلاگ من چیه؟(علاوه بر انتخاب گزینه اگه ایرادی داره لطفا تو نظرات بهم بگین.تشکر)






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

فال حافظ

فال حافظ

CLOCK FREE TOOLS

TOOLS BLOG

قالب وبلاگ










دانلود آهنگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic